تبلیغات
beh3da‏ دنیای دانلودها ‏ - اس ام اس رومانتیک و عاشقانه
بهترین هارا از‎گلادیاتور بخواهید

پیامک و اس ام اس های عاشقانه و رومانتیک
یارانه     
06 آبان 1389 ساعت 13:03 
یارانه دستانت را قطع نکن من زیر خط فقر محبتهایت هستم!
 
  
@     
06 آبان 1389 ساعت 05:03 
دوستی قطره اشكیست كه در معبد عشق هر كجایش بچكد مهر و، وفا می روید
 
  
مستی     
19 شهریور 1389 ساعت 01:32 
به شراب دیدگانت كه از آن همیشه مستم ، گل من تو را نه اكنون ، همه عمر میپرستم .
 
  
خورشید فردا     
26 مرداد 1389 ساعت 19:02 
امشب شب اخره که مزاحم دلت شدم. خورشید فردا مال تو. ببخش که عاشقت شدم.
 
  
دام بلا     
11 مرداد 1389 ساعت 00:37 
 


روزی که دلم در پی ات افتاد
آوار بلا بر سرش افتاد

چون رنج به عشق تو پذیرفت
دیوانه شد و از نفس افتاد

بعد از سپری گشتن ایام
دل بار دگر یاد تو افتاد

از هجر تو بی تاب و توان گشت
عاشق شد و در دام تو افتاد


 
  
دل تنها     
11 مرداد 1389 ساعت 00:36 
 


بیا با من دلم تنها ترین است
نگاهت در دلم شور آفرین است

مرا مستی دهد جام لبانت
شراب بوسه ات گیرا ترین است

ز یك دیدار پی بردی به حالم
عجب درمن نگاهت نكته بین است
 
  
هنر     
08 مرداد 1389 ساعت 21:59 
هنر شمشیر اینه كه یكی رو دو تا می كنه،بنازم هنر عشقو كه دو تا رو یکی می کنه!
 
  
كاش     
08 مرداد 1389 ساعت 21:28 
كاش دوستی ما، مثل رابطه دست و چشم بود. وقتی دستت زخم می شه چشمت گریه میكنه و وقتی چشمت گریه می كنه دستت اشكشو پاك می كنه. اما حیف..
 
  
هدیه     
08 مرداد 1389 ساعت 20:52 
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم.
 
  
صبح     
08 مرداد 1389 ساعت 20:46 
میدونی بعضی شبا چرا زود صبح میشه؟ چون خورشید هم دلش برات تنگ میشه!
 
  
با من بمون     
08 مرداد 1389 ساعت 20:45 
یکی بود یکی نبود، زیر این سقف کبود، یه غریب آشنا، دل و جونمو ربود، اینجوری نیگام نکن گل یاس مهربون، اون غریبه خودتی، همیشه با من بمنون.
 
  
گناه     
12 تیر 1389 ساعت 23:40 
 


گفتند حدیث آشنایی جرم است

دل بردن و بعد هم جدایی جرم است

 

فرهاد بلند شد ز قبرش فرمود

درمکتب عشق بی وفایی جرم است


 
  
تو 4 جا     
02 تیر 1389 ساعت 23:32 
تو 4 جا 4 چیزو خیلی دوست دارم

تو آسمون خدارو تو زمین خودمو تو خودم قلبمو و تو قلبم تو رو .
 
  
دلیل     
24 خرداد 1389 ساعت 19:09 
دوستداشتن دل می خواد نه دلیل ... دوستدارم از ته دل بی دلیل.
 
  
گریه     
24 خرداد 1389 ساعت 09:59 
وقتی گریه می کنی اون کسی که آرومت می کنه دوست داره ولی اونی که باهات گریه می کنه عاشقته.
 
  
دل     
22 خرداد 1389 ساعت 11:17 
دل، عشق پُر از رنگ و ریا دوست نداشت

یك لحظه تو را ز من جدا دوست نداشت


ای آینه دار ِ خلوتم، باور كن

اندازه ی من، كسی ترا دوست نداشت
 
  
درد عشق     
13 خرداد 1389 ساعت 07:10 
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟
گفت آغازش سراسر بندگیست.
گفتمش پایان آن را هم بگو؟
گفت پایانش همه شرمندگیست.
گفتمش درمان دردم را بگو؟
گفت درمانی ندارد بی دواست.
گفتمش یک اندکی تسکین آن؟
گفت تسکینی ندارد ماندنیست
 
  
دشت     
10 خرداد 1389 ساعت 08:52 
می آمدی و تو را نشان می دادند
دل را به دم گرم تو جان می دادند

می رفتی و می وزید بر دشت نسیم
گلها همگی دست تکان می دادند
 
  
گل آرزوها     
07 خرداد 1389 ساعت 11:42 
چقدر سخت است گل آرزوهایت را درباغ دیگری ببینی و هزار بار در خودت بشكنی و آن وقت آرام زیر لب بگویی: گل من، باغچه ی نو مبارك
 
  
سقوط     
07 خرداد 1389 ساعت 11:40 
تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست: فرو افتادن در عشق

آلبرت انیشتین
 
  
زخم جفا     
06 خرداد 1389 ساعت 20:17 


جان رفته ولی زخم جفایت نرود

تاثیر طلسم چشم هایت نرود

 

فرشی زدل شکسته انداخته ام

آهسته بیا شیشه به پایت نرود
 
  
خالکوبی     
02 خرداد 1389 ساعت 01:48 
درحق دلم چه کار خوبی کردم

باماه و ستاره پایکوبی کردم


با بوسه تمام دوستت دارم را

بر روی لب تو خالکوبی کردم
 
  
دل دیوانه     
02 خرداد 1389 ساعت 01:47 
 

دیده در هجر تو شرمند? احسانم کرد

بس که شبها گهر اشگ بدامانم کرد


ماجرای دل دیوانه بگفتم با شمع

آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
 
  
یادگاری     
26 اردیبهشت 1389 ساعت 08:04 
گفتمش بی تو چه می باید کرد
عکس رخساره ی ماهش را داد

گفتمش همدم شبهایم کو
تاری از زلف سیاهش را داد

وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد

یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد


 
  
مهربانی     
23 اردیبهشت 1389 ساعت 09:22 
مهربانی را اگر قسمت كنیم / من یقین دارم به ما هم می رسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق / دست هایش تا خدا هم می رسد


 
  
شمع و پروانه     
18 اردیبهشت 1389 ساعت 19:11 

 شمع دانی به دم مرگ، به پروانه چه گفت؟

گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی...

 

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی.
 
  
عشق     
11 اردیبهشت 1389 ساعت 13:39 
روی درواز? قلبم نوشتم

ورود هر کسی ممنوع باشد

ولیکن عشق وارد شد به خنده

بگفتا من یکی معذور باشم


 
  
دلتنگی     
03 اردیبهشت 1389 ساعت 23:32 
دوباره فصل بهار آمد و دلم تنگ است
زمانه با دل حسرت کشم به نیرنگ است

کنون که با گل و بلبل نسیم شد همراه
بیا پرستوی من ، بی توعشق بیرنگ است
 
  
محال     
27 فروردین 1389 ساعت 12:51 
نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن

که محال است دگر مثل تو پیدا کردن
 
  
کار نقاش     
27 فروردین 1389 ساعت 12:50 
عاشقی مقدور هر عاشق نیست / غم کشیدن کار هر نقاش نیست
 
  
نگاه سبزت     
27 فروردین 1389 ساعت 12:49 
در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست
 
  
کمال برتر     
19 فروردین 1389 ساعت 13:55 
عشق یعنی پاک ماندن بسیار

آب ماندن در مسیر انجماد

 

در حقیقت عشق یعنی سادگی

در کمال برتری ، افتادگی


  
انحصار     
16 فروردین 1389 ساعت 13:38 
هنوز در به در کوچه های خاطره ام

هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام

هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو

در انحصار غم عشق در محاصره ام
 
 
  
نگاه     
22 اسفند 1388 ساعت 01:19 
چه شیرین آمدی، شوری به دل انداختی، رفتی

نگاهی کردی و کار دلم را ساختی، رفتی

(مهدی سهیلی)
 
  
سبب ن     
22 اسفند 1388 ساعت 01:17 
دیده ام زلف پریشان تو در چنگ رقیب
 
بی سبب نیست که شب خواب پریشان بینم

 

( عماد خراسانی )
 
 
  
وعده     
22 اسفند 1388 ساعت 01:14 
بجای وعده ی یک بوسه صد جان دادم و شادم

 

نمی دانم اگر یک بوسه می دادی چه می دادم

 

( واله ی اصفهانی )
 
  
ساحل     
20 اسفند 1388 ساعت 00:22 
لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو

تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو
 
  
بگو     
11 اسفند 1388 ساعت 11:15 
گفتم بگو ،‌سكوت كرد و رفت و من هنوز گوش می كنم ...
 
  
الهی     
21 بهمن 1388 ساعت 22:01 
الهی بمیرم سیاه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم !
 
 
  
عشق یعنی     
06 بهمن 1388 ساعت 00:47 
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
 
  
غمخوار ترین     
05 بهمن 1388 ساعت 01:41 
دیدی  آنرا که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین

آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین
چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین
 
  
شمع     
03 بهمن 1388 ساعت 23:43 
شمع سوزان توام اینگونه خاموشم مکن ، از کنارت رفته ام اما فراموشم مکن
 
  
تنهاترین     
03 بهمن 1388 ساعت 23:42 
دلم با عشق تو عاشق شد، تمام لحظه هایم بهترین شد، ولی بی مهریت کار دلم ساخت، دل تنهای من تنهاترین شد
 
  
عقیق     
03 بهمن 1388 ساعت 23:34 
تو به پاکی عقیقی، مثل دریاها عمیقی، مثل گریه مرحم زخم، مثل تنهایی رفیقی
 
  
چقدر ساده     
03 بهمن 1388 ساعت 23:26 
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چه زود بردی از یاد

من حبه ی قند کوچکی بودم که
از دست تو در پیاله ی چای افتاد
 
  
شهر چشمانت     
02 بهمن 1388 ساعت 02:54 
شبی در شهر چشمانت فقط یک رهگذر بودم

ندیده دل به تو دادم شدی سلطان و معبودم!
 
  
ندید بدید     
02 بهمن 1388 ساعت 02:50 
بهم نگی ندید بدید
نگی منو دیدو پرید
بمونه بین خودمون
دیونتم خیلی شدید.
 
  
پرستو     
26 دی 1388 ساعت 09:45 
هرچه زدم بی تو دلم وا نشد
جز تو کسی باب دل ما نشد

هرچه پرستو شدم و پر زدم
هم نفسی مثل تو پیدا نشد . . .
 
  
آرزو     
26 دی 1388 ساعت 09:42 
همیشه مست و شیدای تو بودم
به فکر آرزو های تو بودم
تموم آرزوهای منی ، کاش
یکی از آرزوهای تو بودم . . .
 
  
ضرب من تقسیم تو     
25 دی 1388 ساعت 12:52 
ازضرب من تا جمع تو راهی بجز تفریق نیست
دل خوش به مجموعم مكن اینجا مگر تقسیم نیست

با رادیكال عشق بیا تا بشكند مجذور من
چیزی نگفتن بهتر از سینوس تو آلفای من
 
  
ماه     
20 دی 1388 ساعت 16:39 
اگر همون قدر که ستاره در آسمون هست ماه بود، باز هم آسمون بدون تو سیاه بود!